تبليغاتX
پری دریایی
شنبه بیست و پنجم فروردین 1386
برای کلام عشق
دوست داشتن را سرودم
برای گذراز اندوه
به لحظه های با تو بودن اندیشیدم
برای دوستی
مهربانی و صداقت را بخشیدم
برای تنهایی
همدردی ندیدم
برای آشنایی
به آسمان دلت پر کشیدم

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 12:16  توسط پری دریایی  | 

سه شنبه بیست و یکم فروردین 1386
 

دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 10:24  توسط پری دریایی  | 

یکشنبه نوزدهم فروردین 1386
یکی را دوست میدارم

ولی افسوس او هرگز نمی داند

نگاهش می کنم ،شاید بخواند از نگاهم

که اورا دوست میدارم

ولی افسوس او هرگز نگاهم را نمی خواند

ببرگ گل نوشتم من:ترا من دوست میدارم

ولی افسوس او گل را به زلف کودکی آویخت

                                       تا اورا بخنداند.

به مهتاب گفتم ای مهتاب

سر راهت به کوی او،سلام من رسان وگو

                            ترا من دوست می دارم

ولی افسوس چو مهتاب به روی بسترش لغزید

یکی ابر سیه آمد که روی ماه تابان را بپوشاند

صبا را دیدم وگفتم

صبا دستم به دامانت بگو از من به دلدارم

                                  ترا من دوست میدارم

ولی افسوس صد افسوس

زابر تیره برقی جست که قاصد را میان ره بسوزاند

کنون وا مانده از هرجا

دگر با خود کنم نجوا

یکی را دوست میدارم   ولی افسوس او هرگز نمی داند

نگاهش می کنم شاید بخواند در نگاه من

که اورا دوست می دارم

ولی افسوس او هرگز نگاهم را نمی خواند

                              نگاهم را نمی خواند.

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 16:2  توسط پری دریایی  | 

چهارشنبه پانزدهم فروردین 1386

اگه يه روزي يکي بهت گفت دوستت دارم تو سعي نکن بهش بگي دوستش داري.اگه بهت گفت عاشقتم توبهش نگوعاشقشي.اگه گفت توهمه‌ي زندگيش هستي تو بهش نگوتموم زندگيته.چون يه روزي مياد بهت ميگه از تو متنفرشده اونوقت تو نمي توني بهش بگي از اون متنفري ..

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 14:54  توسط پری دریایی  | 

چهارشنبه پانزدهم فروردین 1386
حرف ها دارم
با تو ای مرغی که میخوانی نهان از چشم
و زمان را با صدایت می گشایی
چه ترا دردی ست
كز نهان خلوت خود مي زني آوا
و نشاط زندگي را از كف من مي ربايي؟
در كجاهستي نهان اي مرغ
زير تور سبزه هاي تر
يا درون شاخ هاي شوق ؟

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 13:5  توسط پری دریایی  | 

دوشنبه سیزدهم فروردین 1386
امشب دل آسمون گرفته  بدجوری هوای گریه داره  امشب که بارون بباره دل خیلی ها میگیره خیلی ها یه سال تموم منتظر نشستن تا فردا برن وسبزه ها رو بهم گره بزنن  شاید که گره از کاراشون وا بشه، اما بارون که بیاد تازه جشن سبزه هاست شاید اینجوری از دست منو تو یه جوری راحت بشن  شاید که گره ای راه نفسهاشونو نبره ، نمیدونم وقتی با گره ای قد سبزهای رو میشکنیم  و نفسش رو بند میآریم وقتی فریاد سبز سبزه را در گلو میبریم ، چه جوری میتونیم رو به خدا داد بزنیم که ای خدا گره از کارای ما باز کن  چه جوری می تونیم بگیم خدا  به فریاد دل ما برس.

بیا اگه بارون مهلت مون داد فردا جور دیگه ای برای خوشبخت شدنمون دعا کنیم  بیا برای واشدن بخت مون فردا ناز سبزه ودرختو بکشیم  بیا حتی ناز سنگ وخاک رو بکشیم  بیا فردا یه جور دیگه دعا کنیم...

                                                                  (رویا)

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 0:25  توسط پری دریایی  | 

جمعه دهم فروردین 1386
می انگاشتم که دیگر هرگز بهارنخواهد آمد می انگاشتم که هرگز روز نو نخواهد دمید می انگاشتم که دیگر هرگز پروانه ها باز نخواهند گشت؛می انگاشتم که پرستوها راه خانه را برای همیشه گم کرده اند؛میانگاشتم چلچله ها دردل زمستان به انجماد رسیده اند ،می انگاشتم ماهیهای قرمز را موج حاثه به ساحل سپرده،میانگاشتم که ریشه زنبق ها پوسیده وبرگ تمامی شمعدانیها خشکیده ،می انگاشتم دنیا به آخر رسیده آنچنانکه دیگر هرگز آواز قناریها را نشودتجربه کرد وپرواز شاپرکها را به تماشا نشست ، اما  حالا بهار آمده  با تمام جلوههای زیبایش واین نویدی است برای دل تنهایم  بهار آمده و بهار دل من نیز در راه است ،گل مرده دلم باز جوانه خواهد زد  من بهاری خواهم شد  من خواهم شکفت وتو...

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 19:27  توسط پری دریایی  | 

سه شنبه هفتم فروردین 1386
گفتم: بهار آمده
گفتی: اما درخت ها را
اندیشه ی بلند شکفتن نیست
گویا درخت ها
باور نمی کنند که این ابر این نسیم
پیغام آن حقیقت سبز است
آری بهار جامه ی سبزی نیست
تا هر کسی
هر لحظه ای که خواست
به دوشش بیفکند

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 16:50  توسط پری دریایی  | 

یکشنبه پنجم فروردین 1386

سال نو مبارک

سلام

من اومدم تا سال نو رو به تمام دوستای خوب وبلاگ نویسم از جمله میلاد ومهشید عزیزم ،مریم خوشگله عزیز امیدوارم حالش بهتر شده باشه ،سیمین عزیز که مارو به کل فراموش کرده ،وعلی عزیز که سردار قلب ویران و....تبریک بگم  و امیدوارم سال خوبی رو همراه خانواده داشته باشند .

عید سال ۱۳۸۶تا الان برای من خوب بوده برای شما چطور؟؟؟؟

امسال فکر کنم از نظر مالی سال خوبی باشه چون عید پر برکتی بود من که عیدی خیلی گرفتم دلتون بسوزه ،بهترین عیدی من عروسک قورباغه ای بود که رویا جون (زن داداش)بهم داد که جا داره ازش دوباره تشکر کنم

راستی شما بهترین عیدی رو از کی گرفتید؟؟؟؟؟

امیدوارم سال بسیار زیبایی داشته باشید

                                                  آرزومند آرزوهایتان

                                                                     مریم تمیمی

                                                                 ۱۳۸۶/۰۱/۰۵

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 11:20  توسط پری دریایی  |